الملا فتح الله الكاشاني
206
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بركات را از آن بر ايشان مفتوح سازيم و انواع منافع را از آن ممر بايشان رسانيم نه آنكه غافل باشيم از ايشان و ذاهل از آنچه صلاح ايشان در آن باشد از احوال بندگان و يا غافل نيستيم و بر خير و شر و كفر و شرك و كفران ايشان مطلعيم و همه را بر وفق آن جزا خواهيم داد و يا مراد جميع مخلوقات باشد و معنى اينكه ما از تدابير امر هيچ چيز از سفليات و علويات غافل نيستم و غفلت در اصل لغت بمعنى ذهاب است از نفس و مراد از آن در اينمقام نفى علمست پس در آيه دلالت است بر آنكه او عالم بجميع معلومات است و تنبيه بر زجر سيئات و ترغيب در طاعات * ( وَأَنْزَلْنا ) * و فرو فرستاديم * ( مِنَ السَّماءِ ماءً ) * از آسمان آبى يعنى اب باران * ( بِقَدَرٍ ) * باندازهء كه صلاح بندگان در آن دانستيم و يا به مقدارى كه كثير النفع و قليل الضرر است * ( فَأَسْكَنَّاه ) * پس ساكن گردانيديم آن آب را يعنى ثابت و مستقر ساختيم آن را * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين تا بتدريج از چشمه و كاريز بيرونايد كقوله فَسَلَكَه يَنابِيعَ فِي الأَرْضِ و از اينجا معلوم مىشود كه جميع آبهاى زمين از عيون و انهار و قنوات از آسمانست و در تبيان و غير ان از ابن عباس نقل مىكند كه پيغمبر ( ص ) فرمود كه حقتعالى سبحانه پنج جوى آب را از يك چشمه از چشمهاى بهشت بر بال جبرئيل نهاده از آسمان فرو فرستاد يكى سيحون كه نهر هند است دوم جيحون كه نهر بلخ است سوم فرات ( چهارم ) دجله و اين هر دو نهر عراقند پنجم نيل كه نهر مصر است و انها را بر سبيل وديعت بجبال داده و به قدر مصلحت به جهت منافع خلق جارى ميگرداند و از اينجهة است كه ميفرمايد كه آب را در زمين ثابت و ساكن ساختيم * ( وَإِنَّا ) * و بدرستى كه ما * ( عَلى ذَهابٍ بِه ) * بر بردن آن اب و زايل ساختن با بتصعيد يا بتعميق بر وجهى كه متعذر باشد استنباط ان و يا به افساد * ( لَقادِرُونَ ) * تواناييم چنان كه بر انزال آن قادر بوديم و در تنكير ذهاب ايمان است بكثرت طرق اذهاب و مبالغه در ايعاد بندگان به آن يعنى قادريم بر وجهى از وجوه اذهاب آن و بر هر طريقى از طرق ان و در اين ايذانست بكمال اقتدار مذهب و عدم حاجزى و مانعى بر او نزد ارادهء اذهاب و اين ابلغ است در ايعاد از كريمهء قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ پس بر عباد واجب و متحتم است كه استعظام نعمة او كنند در آب كه بناى حيات ايشان بر آنست و بشكر دايم آن را مقيد سازند و از نفاد ان خايف و خاشى باشند در وقت كفران آن و در اخبار امده كه بعد از خروج ياجوج و مأجوج جبرئيل به زمين آمد و قرآن و حجر الاسود و مقام ابراهيم و تابوت و سكينه و انهار خمسه كه مذكور شد به آسمان برد و بعد از آن به روى زمين هيچ اثر خيرى و بركتى نماند * ( فَأَنْشَأْنا ) * پس بيافريديم * ( لَكُمْ بِه ) * براى شما بسبب اين آب * ( جَنَّاتٍ ) * بوستانها * ( مِنْ نَخِيلٍ ) * از